یک اتفاق از دو منظر:
جریان استعفاء یا عزل وزیر محترم اطلاعات، جناب مصلحی از دو نگاه متفاوت قابل تأمل و دقت است:
در نگاه اول، برخی این اتفاق را مانند بعضی از اقدامات منفی دیگر جناب رئیس جمهور محترم ـ مانند قصد صدور مجوز برای ورود بانوان به ورزشگاه آقایان، که نگارنده نیز به شدّت از این تصمیم بسیار برآشفته و حتی فیلسوف بزرگ قرن کشور ما که به اعتقاد نگارنده، بعد از مقام معظّم رهبری، بزرگترین و با بصیرتترین سیاستمدار کشور یعنی حضرت استاد علامه آیتالله مصباح یزدی، شبانه دو نماینده از قم به تهران فرستاد تا به دکتر احمدی نژاد بقبولاند حرف و تصمیم خود را پس بگیرد ـ از موارد منفی در کارنامه ایشان دانسته و لذا ضمن مردود دانستن، این عمل را به نقد کشیدند؛
البته برخی مغرضانه منتظر چنین حادثهای بودند تا آن را پیراهن عثمان نموده و بدون توجّه به اصل ماجرا، صرفاً به قصد انتقام گرفتن، عقدهگشایی نمایند!.
ولی در مقابل، بسیاری از دلسوزان و متدینین و دوستداران دکتر احمدینژاد ـ که نیکاندیش زیبا سخن نیز جزء این طائفه است ـ خیرخواهانه و دلسوزانه به او تذکّر دادند تا با تکرار این گونه اقدامات خلاف مصلحت، میزان محبوبیت خود را نزد توده مردم و خواص متدین به ویژه حوزه علمیه کم نکند.
نیک اندیش متعقد است منظور طائفه ثانیه، این است که با کمال افتخار و به حسب تکلیف شرعی و تشخیص، به جناب دکتر احمدینژاد رأی دادیم به گونهای که انشاءالله ذخیره معنوی باشد.
امّا درد این است که؛
دوستی با مار خوش خط و خال؛ چرا؟!!
دکتر ما محبوب زیباست چون عمل زیبای بسیاری دارد
اما گل زیباست؛ اگر بیخار باشد!
آیا آقای دکتر هیچ میداند به خاطر این کار ـ البته به زعم زیبا سخن که شاید هم اشتباه باشد ـ بسیار خطرناک و نگرانکنندهاش، مخالفان، به ما چقدر زخم زبان میزنند؟! چقدر مذمّت کرده و ما را به بیبصیرتی متّهم میسازند؟!
نیک اندیش با کمال تأسّف و در عین حال با کمال شجاعت و صداقت در این یک مورد، سخن آنها را بر حق دانسته اگرچه آنها نیت دیگری دارند! آنها بر حق نیستند؛ آنها برای چنین مسئلهای لحظه شماری میکردند و در باطن، بسیار خوشحال و مسرور هستند و دشمنان ما که با دُمشان گردو میشکنند!
نیک اندیش زیبا سخن هنوز هم به رئیس جمهور محبوب خود اعتماد و امید دارد. امید به اینکه او مرد انتقادپذیر است. شاید برخی از روی لجاجت و عناد، علیه این مرد خدایی حرفی بزنند و لو حرف حق ولی چه بسا حرف حق میزنند اما اراده باطلی در باطن شوم خود دارند!
امّا این مردی که از جنس مردم است، سخن نیک اندیش زیبا سخن را با جان و دل میپذیرد؛ چون او به خوبی میداند و اگر هم به یاد ندارد، از باب یادآوری هدیهای تقدیم محضر مبارک ایشان مینمایم:
رئیس جمهور محترم!
هفتههای پایانی تبلیغات ریاست جمهوری دوره نهم، اردیبهشت سال 84 بود در سخنرانی مسجد طفلان مسلم واقع در نیروگاه قم شرکت کردم و بعد از سخنرانی، همراه شما ـ با اندکی فاصله ـ به ستاد مرکزی تبلیغات انتخاباتی شما ـ خیابان 19دی قم ـ آمدم . و چون جلسه خصوصی بود دوستان از شما خواستند در این جلسه خصوصی به مسائل مهم و محرمانه پرداخته شود. جنابعالی فرمودید من سخنرانی کردم حالا نوبت شماست. هیچکس حرفی نزد. اما بنده بلند شدم مطالبی (پیشنهاد، انتقاد و سؤال) عرض نمودم در حالی برخی دوستان با نگاه تعجّب به من مینگریستند. استنباط بنده این بود که یعنی نباید بگویم؛ بیاحترامی است ولی به هر حال گفتم. از جمله اینکه:
آقای دکتر احمدی نژاد !
رأی عوام جامعه یعنی عموم مردم با شماست و شما رئیس جمهور این دوره هستید ولی یک مشکل در پیش داریم و آن این است که خواص جامعه ـ نوعاً ـ با شما نیستند و این امر برای اداره کشور بسیار مشکل و نگرانکننده است. آیا شما برای حلِّ این مشکل بسیار جدّی فکری و چارهی اندیشهاید؟ راه حلی در نظر دارید؟ که پاسخ جنابعالی مختصر بود و در آن لحظه برای بنده قانعکننده نبود. ولی با خود گفتم وقتی روی کار آمد انشاءالله مؤفّق میشود.
آنگاه وقتی نگاه آنچنانی دوستان حاضر در جلسه و حرفهای آنها را دیدم که در حقیقت، نوعی اعتراض به بنده بود که بلی! چرا به مهمان ما آنهم کسی که میخواهد رئیس جمهور شود، جسارت و بیاحترامی کردید؟! بنده دوباره بلند شدم از جنابعالی عذری کردم ولی حضرتعالی با کمال تواضع و فروتنی ـ بر خلاف دوستان حاضر در جلسه ـ از جا برخاستید و بنده را بغل کردید و صورتم را بوسیدید و من نیز صورت مبارک حضرتعالی را بوسیدم.
با این نشانی و خاطره، حالا با نیک اندیش زیبا سخن، بیشتر آشنا شدی و میدانی که بزرگترین سرمایه نیک اندیش زیبا سخن، «صداقت» است.
خدایا این سرمایه بزرگ را از نیک اندیش مگیر!
الهی بین محبوب 70میلیونی و زیبا سخن جدایی میانداز!
پروردگارا رئیس جمهور همیشه کاری کند که مقام معظّم رهبری راضی و خوشحال گردد!
بار الها دکتر احمدی نژادِ ما کاری نکند که دشمنان مقام معظّم را شاد نماید!
الهی آمین!
نیک اندیش زیبا سخن